تبليغاتX
راه را باید دید

راه را باید دید

سبز سبزم ، سبزي خوردن !!!

[ 91/02/07 ] [ 19:10 ] [ . . . ] [ ]
حسین (ع) را برای تمام خون دلی که خورد تا تشنگان قدرت را که به نام دین رای جمع میکردند رسوا سازد

حسین (ع) را برای تمام زجری  که کشید تا دستان تا آرنج رفته در بیت المال مسلمین را از بیخ قطع کند

حسین (ع) را برای تمام خونی که داد تا بگوید مال حرام قاتل من تربیت میکند نبرید، نخورید، ندزدید !!

حسین (ع) را برای تمام غصه ی گوشواره ها که :إن الذین یأکلون أموال الیتامى ظلما، إنما یأکلون فی بطونهم نارا

حسین (ع) را برای تمام صبری را که میدانست ....

یا حسین اگر صلاح میدانی .......!


ادامه مطلب
[ 90/09/13 ] [ 21:18 ] [ . . . ] [ ]
آقا شجاع مبارکت باشد !!
 شنیدن خبر تبرئه شدن محمد طاهر حائری ( آقا شجاع ) از دادگاه تجدید نظر استان بمبی است که سکوت کنندگان را در آینده به توبه وا میدارد .
 در این سالهای اخیر حکومت اسلامی ما با تجربه های گوناگونی روبرو بود که به قول امام خامنه ای در برابر تمام این بلاها واکسینه شد ما در این سالها روحیات دوست و دشمنان انقلاب را شناختیم ، کسانی که سالها زیر پوست میش به سر برده بودند قیافه ی کریح خود را آشکار کردند، چه آقایانی که شمشیر از رو بستند و چه آنان که روبه صفتانه سکوت کردند و در لیست مردودین غربال شدند . همه و همه برای ما تجربیاتی تلخ بودند اما ارزشمند ، و خوشبختانه هنوز آنقدر دیر نشده است که یادمان برود جناب هاشمی و خانواده ی محترم خون دل ما را چطور به تمسخر گرفتند این مورد را نگذاریم به همین زودی ها از خاطرمان برود مهدی جان را عرض میکنم !!! آقا زاده ی نا محترم !
 امام خامنه ای که در مورد آقای حائری نگفته بودند هیچکس برای من حائری نمیشود که در مورد آقای هاشمی گفتند با این حال مهدی و فائزه و .... را تحویل بگیرید .

بگذاریم بررویم سر اصل مطلب
:راستش این خبر تبرئه شدن آقای شجاع از طرف آقایان کمی مورد کم لطفی قرار گرفته است که بهتر دیدم تکرار مکررات دوستان را دوباره باز آفرینی کنم  تا به مسائل اصلی تری هم برسیم پس اولین مطلب ، سال 86 با افشاگریهای آقای عبدالله شهبازی ( مورخ معتبر و توده ای سابق ) علیه زمین خواری های  در فارس به سال شروع جنجالی ترین موضوع سیاسی فارس  تبدیل شد ، افشاگریها تا به حدی تکان دهنده بود که  پروژه ی مبارزه با فساد و تبعیض علیه زمین خواران بلافاصله در دستور کار جنبش عدالت خواهی شیراز قرار گرفت مبارزه و در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد در ابتدای انتشار بیانیه ها و اعتراض نامه های جمع عدالت خواه مسئله زیاد در خور توجه افکار عمومی قرار نگرفت و جریان به کندی در حال پیش روی بود تا اینکه در فروردین 87 با انتشار کتابی تحت عنوان ، زمین و انباشت ثروت به نویسندگی عبدالله شهبازی همه ی روی ها به سمت زمین خواری های فارس چرخید ، شهبازی در آن کتاب به دلیل هایی که بنده از آن مطلع نیستم برخی از مسئولین رده بالای فارس را محکوم به زمین خواری و اتهامات دیگر کرده بود و جو نسبتا آرام شهری را به سمت مطالبه ی هر چه بیشتر مردم کشاند و به نقل مطالب راننده تاکسی ها بدل گرداند.

 در این میان دستگاه قضا هم بیکار ننشست و با به دادگاه کشاندن جمعی از عدالت خواهان و عبدالله شهبازی سعی در آرام کردن فضای شهری نمود اوضاع قدرت نامتوازن بود . ابهام در میان افکار عمومی موج میزد ،هر از گاهی خبری شنیده میشد و باز در خبر تشریف فرمایی امام خامنه ای به شیراز در اردیبهشت همان سال گم میشد عدالت خواهان که این روزها در اوضاع نامناسب  و بی سر و سامانی به سر میبردند با تایید کلی حرکت عدالت خواهیشان توسط مقام معظم رهبری جانی دوباره گرفتند و جرات رویارویی با آقایان را پیدا کردند در همین کش و قوسها یکی دو سال سپری شد و هر ازگاهی با بازتاب صدای پیرمرد و پیرزنی مرد روستایی درمانده ای یا بیوه زنی توسط عدالت خواهان دوباره داغ مسئله را تازه تر میکرد  و بدگمانی مردم به عملکرد حکومت بیشتر میشد .

تا اینکه با بر سر کار آمدن حسین قاسمی فرماندار عدالت خواه شیراز در اردیبهشت 89 باز مسئله ی مبارزه با زمین خواری به صدر اخبار بازگشت و  و نور امید در دل مردم کوچه و بازار پایین شهر در مبارزه با مفاسدین اقتصادی روشن و روشن تر شد تا اینکه بالاخره در اسفند 89  رای دادگاه در مورد پرونده ی محمد طاهر حائری با شش سال حبس و پرداخت 366400000  تومان و  402400000 تومان جزای نقدی در رسانه ها انتشار یافت در این میان واکنش آیت الله حائری و خانواده ی محترم در برائت جستن از آقا شجاع از همه جالب تر به نظر میرسید که توسط شهاب الدین حائری در خبرگزاری مهر مطرح گردید .

 که چند نکته بیشتر از بقیه در آن خود نمایی میکرد : 1.  نهی شدن آقا شجاع توسط آیت الله حائری در مورد تخلفات شرکت طوبی  2. نامه ی آیت الله حائری به آیت الله آملی لاریجانی در برخورد با قاطعانه و عدالت جویانه با پرونده 3. اعلام مخالفت شهاب الدین با عملکرد آقاع شجاع از همان اول 4. اظهار تاسف شهابالدین از نپذیرفتن حرف پدر توسط آقا شجاع ، کم کم خیالمان داشت راحت میشد قضیه روشن شده بود در نظام اسلامی جایی برای فساد و سواستفاده های اینچنین وجود ندارد و ما تازه داشتیم نامه ی آیت الله حائری را چوبی میکردیم تا بر سر آقازادگی و خاندان سالاری بکوبیم و راه امیدمان در برای برخورد با موارد دیگر زمین خواران باز کنیم که به ناگاه خبر تبرئه شدن آقا شجاع توسط دادگاه تجدید نظر استان  پاک شدن و رفع اتهام از ایشان دوباره بهت و حیرت را به ضمیر ما تحمیل کرد ، چه شد ؟

من در این مطلب قصد جمع کردن مدرک علیه آقا شجاع و ارئه ی آن را ندارم  و یا افشاگری جدیدی بکنم چون در همین حد که نوشتم بیشتر در جریان ماجرا نبوده ام و صلاحیت محکوم کردن آقا شجاع را هم ندارم اما یک مسئله ی لاینحل در ذهن من و احتمالا جمعیت یک ملیون و سیصد هزار نفری شیراز که ماها و سالها با این ماجرا درگیر بوده اند باقی میماند که چه اتفاقی افتاد که رای دادگاه کاملا عوض شد ؟ رای داگاه اسلامی مبنی بر خطاکار بودن یک نفر نقطه ای نیست که  اشتباها بالا و پایین شده باشد و حالا در تجدید نظری درست شود ، همیشه احتمال کاهش مجازات میرفت اما تبرئه شدن را نه . خب یا آن قاضی اشتباه کرده بود یا این قاضی !!! حالا آیا این اشتباهات تعمدی بوده است یا سهوی ؟ نمیدانم ، و چقدر هر کدام به این شخص و یا سلامت نظام ما ضربه بزند خدا میداند !

مسئولین محترم قوه ی قضائیه نمیدانم نوشته ی من به دست شما میرسد یا نه ، اما این دقیقا مطالبه ی عموم کسانی است که در این مدت خبرهای ضد و نقیض شما را در این مورد شنیدن و مطمئنا به گوشتان میرسد که لطفا بیایید و توضیح بدهید که از آن رای تا این رای چه اتفاقی افتاد که آقا شجاع تبرئه شد ؟ اگر واقعا گناهکار بوده که این چه طرز برخورد است ؟ اگر واقعا بیگناه بوده که بیائید و آبروی به بازی گرفته شده اش در این چند سال را به او بازگردانید در یک رسانه مثلا شبکه ی فارس خودمان مدارک بیگناهی ایشان را انتشار دهید و از ایشان اعاده ی حیثیت کنید  تا این شبه ی پیش آمده در مورد صلاحیت برخورد شما با مفسدین اقتصادی مرتفع گردد و تکلف دهان های باز مانده ی ما هم روشن گردد . نکند خدای نکرده ...................

أَوَّلُ مَن يَدخُلُ النّارَ أَميرٌ مُتَسَلِّطٌ لَم يَعدِل، وَذو ثَروَةٍ مِنَ المالِ لَم يُعطِ المالَ حَقَّهُ وَفَقيرٌ فَخورٌ؛
اولين كسى كه به جهنم میرود فرمانرواى قدرتمندى است كه به عدالت رفتار نمى‏كند و ثروتمندى كه حقوق مالى خود را نمیپردازد و نيازمند متكبر.
عيون الاخبارالرضا، ج1، ص31، ح20

_____________________________________________________________________________



لطفا مطالب مرتبط را در حزب الله شیراز  شجاع تبرئه شد!
وبلاگ چرک نویس انقلابی بخوانید  از این رنجی که می بریم 1
و  وبلاگ نارنجک با  
حائری متهم ردیف اول زمین خواری فارس است .
وبلاگ چغک ، سعید ساسانیان     ... و «فرزند آیت الله» تبرئه شد!
وبلاگ نگفته های دانشجوی انقلابی  روحانی زاده های صهیونیست صفت!
مستندات را در وبلاگ چرک نویس انقلابی بخوانید
از این رنجی که می بریم – 2

[ 90/09/13 ] [ 21:16 ] [ . . . ] [ ]

دیدیم در وبلاگ برخی نوشته اند که در راستای فعالیتهای تبلیغاتی دکتر احمد رضا دستغیب فرزند سید علی اصغر، 150 میلیون بن کتاب هدیه مزین به نام ایشون در شیراز پخش شده است رفتیم نمایشگاه کتاب گشتیم یه دونه اش را هم پیدا نکردیم  . شایعات دیگری هم بود که اثری ازشان نیافتیم و برای رسانه ای نشدنشان در اینجا ذکر نمیکنیم .

[ 90/09/05 ] [ 12:18 ] [ . . . ] [ ]
اینجا شیراز است ، شهر فرهنگ و هنر

اینجا شیراز ، با تقریب دویست هزار نفر جمعیت مرفه نشین بالای شهر و یک میلیون و صد هزار پای برهنه ی پایین شهری جمعیت اینجا هیچوقت روی هم و یک جا یک میلیون و سیصد هزار نفر به حساب نمی آید ، همان تقریب دویست هزار نفری ملاک برنامه ریزی آقایان قرار میگیرد .

اینجا شیراز است شهر هنر مفت خواری زالو صفتان اقتصادی و شهر فرهنگ رفاه طلبی مسئولان پشت میز نشین ، پایتخت ادب قول و قرار های انتخاباتی نمایندگان چپ و راست

اینجا شیراز است شهر امن مفسیدین اقتصادی ، شهر گل و بلبل رانت خواری آقا زادگان گردن کلفت و شهر خاندان سالاری هزار فامیل علما و شهدای عزیز ، شهر زیبای من ، شهر هزار فتنه ی سید قبا نشین ، شهر تحصن قبرستان یا دانشگاه ، شهر غارت دارایی امام زاده ها شهر غربت  احمدبن الموسی (ع)

در ادامه ی مطلب بخوانید ...


ادامه مطلب
[ 90/08/19 ] [ 19:7 ] [ . . . ] [ ]

مدتیست که متوجه شده ام دوستان و برادران وب نویس هرچند نامنظم اما به طور مشخص روی مقالاتشان را به سمت شبکه ی محترم 24 ساعته ی فارس ( هه هه !!!)   

 چرخانده اند و سعی در هرچه اسلامی تر کردن این رسانه ی محلی را دارند ، که ان شااله پس از سپاس و ستایش فراوان از کلیت حرکت نوین انجام شده ،  صحیح دیدم که از قافله عقب نمانده و چند خطی را به تذکر از دوستان بگذرانم چرا که بعضا میبینیم  متاسفانه  نوشتار حتی برخی از دوستان صاحب گفتمان هم وقتی وارد فضای نقد رسانه میشود  نقطه ی درگیری اصلی را محدود میکند به چند مورد ضعیف و سطحی که به طور قطع در مقام پاسخگویی مسئولین شبکه دارای توجیحاتی مناسب میباشد و حتی اگر هم مورد توجه قرار گیرد و اصلاح هم شود علاج کار در آنجا نخواهد بود  به طور مثال وقتی برنامه ی جنجالی و زرد خوشا شیراز که به طور یقین  بیشترین سهم از نقد ها را به خود  اختصاص داده است

  و به قولی خون امت حزب الله را به جوش آورده است

بقیه اش تو ادامه مطلب .....                                                                  


ادامه مطلب
[ 90/08/01 ] [ 16:53 ] [ . . . ] [ ]

 

یک عکس درست وحسابی ازش در دسترس نیست اما نامش را که در اینترنت جستجو میکنی هزارتا عنوان با کلمات مشترک الخوری ، زمین خواری ، فساد اقتصادی ازش پیدا میشود

خبرهایی که در این مورد مکررا باید ببینی مربوط میشود به بهانه تراشی جمعیتی از مسئولین در برخورد با این قضیه و اگر به دوستان بر نخورد اهالی کمسیون اصل نود مجلس و برادران محترم بازرسی کشور، که قرار شده است بعدا در این مورد اظهار نظر کنند و هنوز در انتظار بعدا ... مانده اند ، بیشترین سهم از این مورد را دارا هستند البته بگذریم که شاید به قولی سرنوشت جناب قاسمی فرماندار عزل شده ی شیراز برای خیلی ها درس عبرتی شده است تا دیگر پا در کفش بزرگترها نکنند و در مقابل فساد های پشت پرده  (  با عرض معذرت) آقایان مفسد اقتصادی از خود رشادت نشان ندهند و کله پا نشوند ، تا خودش کم کم گندش در بیاید و باز هم داغ دل امام خامنه ای و امت پشت سرش در خیانت برخی دستگاه های اجرایی تازه شود البته نمیخواهم نمک بر زخم های کهنه بپاشم بلکه فقط روی صحبتم با  قوه ی محترم قضائیه است که آنقدر در فضاهای بسته و اتاق های شلوغ و پر رفت و آمد ، خودشان را محبوس کرده اند که انگار نه انگار و  به طور کل یادشان رفته است  در این ور این دیوارها ماها به عنوان متهمان مزدور نظام از دهان هر کس و ناکس فحشش را میخوریم آن هم فقط به علت برخورد ناقص قضات محترم در برخورد با همین زالو صفتان اقتصادی یا شاید هم اطلاع رسانی ناقص در برخورد با ایشان ، آری همین فضا یبسته تا میآیی دو کلام حرف بزنیم و درد و دل کنیم از زمین و آسمان صدای هیییییییییییییسسس می آید که این مسئله امنیتی هست بازش نکنید من هم نمیدانم دیگر به چه زبانی باید به شما حالی کنم که بابا این نظام دیگر سقوط بکن نیست شما کارتونو انجام بدین اصلا این نظام روی کار آمد تا شما کارتونو انجام بدین حالا همینو میکنید بهانه که جلوی دهن مارو بگیرید

شما  را به خدا برخورد برخورد با مفسدین و آقازاده ها را جزو پرونده های درجه سوم قرار ندهید مشخص کنید گناه کار یا بیگناه  ؟ 

بابا دق کردم و نتونستم  بالاخره یه مطلب با این تیتر بنویسم :

عدالت، سنگ تیپا خورده ی تاریخ امروز بر سر مفسدین فرود خواهد آمد

[ 90/07/24 ] [ 13:27 ] [ . . . ] [ ]

پوتین

 شب عملیات پشت میدون مین زمین گیر شده بودیم.چند نفر داوطلب شدند برند تو معبر و راه رو باز کنند.یکی از اونها چند قدم که رفت برگشت .اولش فکر کردیم ترسیده. پوتین هاش رو در آورد و داد به یکی از هم رزم هاش و گفت:
اینها رو تازه از تدارکات گرفتم .بیت الماله حیفه! پا برهنه میرم تو میدون مین !!!

 

(پ.ن وبلاگ : خاطره ی بالا را میهمان وب شخصی مسعود ده نمکی هستید )

[ 90/07/14 ] [ 16:37 ] [ . . . ] [ ]

 

شاید خون بربرها دامن اندلس را گرفت : بربر ها ، فداییان راهیابی اسلام به اسپانیا ، بی انصافی است اگر بگوییم توقع غنیمت نداشتند اما

  برتری جویی نژاد اعراب فاتح دستمزدشان نبود و ظلم هایی که در پی این برتری نسب به ، به اصطلاح  موالیان آزاد شده ی خویش  خیلیها معتقدند گرایش قوم بربر به تشیع از همین جا شروع شد اشتیاق به عدالتی که در سیره ی اهل بیت نمایان بود ،  شعار عدالت خواهی با  حکومت اموی ، جور نبود پس به تکاپو افتاد تا آنها را از صحنه به در کند و دست به تبعید جمعیشان  به جنوب فرانسه زد،  تا  شاید غارت ، چپاولگری و درگیریهای فرسایشی حکومت های همسایه از قدرتشان بکاهد ، اما نه ؛ بربرهای مسلمان نشان دادند که مرد این میدان نیز هستند از یک رو در درگیری های  مرزی و خارجی سلحشورانه لرزه بر جان دشمن میانداختند و از یک رو در مقابل انحرافات حکومت اموی از اسلام ناب  می ایستادند و بالاخره  در جایی که دیگر سکوت داخلی را ناروا دانستند سلاح  قیام  برداشتند اما با حمله ی سپاه شام و قتل عامشان به تعبیری با شکست مواجه شدند و خونشان دریای سیرابی زمین تشنه ی عدالت اندلس شد . شاید امروز هم اگر تحرکی  در اسپانیا و جنوب فرانسه ی کنونی برای آزادی از بند  حکومت نفسانی غرب صورت می گیرد از برکت خون همین سلحشوران  ...

 

 

...

 

   قرون وسطی ؛

 تاریکی، ظلم، جهل،  سراسر اروپا را فرا گرفته، فقر چهره ی زشت جامعه ی غربی را نمایان کرده است

دانشمندان به جرم دانایی دردادگاه ها محکوم میشوند ؛ ثروت، دارایی و مالیات جامعه بجای عمران و آبادی

صرف خوشگذرانی حاکمان زورمدار و کلیساهای دنیا طلب میشود و مردم گوسفند وار به اطاعت مشغولند

 

...

 

 ( قرن اول؛ اندلس تازه  مسلمان )

در گوشه ای از این بیقوله روزنه ای از امید باز شده است

، جزیره ی ابریا ، میزبان جیوش اسلام است انگار تقدیر خدای، در این است تا این بار حجت را بدست مجاهدان حقیقت بر دلهای مردمان این دیار تمام کند ،

 جنوب اروپا در انتظار تحولی عظیم بسر میبرد

 شهرها یکی پس از دیگری دروازه اشان را بر روی اسلام میگشایند، کمتر کسی در مقابل پذیرش فرمان  الله به ستیز میجنبد ،

 قلوب آدمیان مسخر خداست

 و این قول ازلی باریتعالی تحقق بخش پایگذاری حکومت اسلامی اندلس شده است

 

...

...

...

 

    ( قرن پنجم ؛ اندلس مسلمان )

                                 پنج قرن از تشکیل حکومت مقتدر اسلامی در جنوب فرانسه و اسپانیا می گذرد ، چند قرن است نوزادان ، مسلمان زاده دنیا را تجربه میکنند اندلس مترقی همچون گوهری درخشان و پایدار براروپای ظلمت زده پرتو افشانی میکند جهانگردان مات و انگشت به دهان از همه چیز یادداشت برداری میکنند عصر ظهور دانشمندان بزرگ مسلمان فرا رسیده است،  دانشگاه های پر رونق ، کتابخانه های بزرگ چندین هزار جلدی ، کارخانه های بزرگ بافندگی، بیمارستان های پیشرفته ، سیستم نوین شهرسازی ، روشنی همیشگی کوچه ها ، ...

هیچ چیز نباید از قلم بیوفتد . «لاين پل‏» مستشرق انگليسى مى‏نويسد:

«اسپانيا هشت قرن در دست مسلمانان بود و نور تمدن آن، اروپا را نورانى ساخته بود . . . علوم و ادب و صنعت فقط در همين سرزمين اروپايى رونق داشت و از همين رهگذر بود كه علوم رياضى، فلكى، گياه‏شناسى، تاريخ، فلسفه و قانونگذارى فقط در اسپانياى اسلامى تكميل شده و نتيجه داده بود .»

... 

 

بگذریم

 

...

 

(قرن هشتم  ؛ اندلس محتضر )

                           ظلم ، ارثیه ی نحس خاندان بنی امیه ، بالا خره کار خود را کرد کاش هشت قرن پیش اسلام بدون بنی امیه وارد اندلس میشد، دولت مرکزی سقوط کرده تفرقه بیداد میکند ، حاکمان نواحی مختلف هرکدام به طریقی سر به طغیان برداشته اند تقریبا 26 دولت کوچک ملوک الطوایفی ادعای استقلال کرده اند مشاوران یهودی حاکمان، چهره ی پلید ریاکارانه ی خود را آشکار ساخته اند و با امپراتوریهای همسایه متحد شده اند جاسوسی میکنند پاپ مسیحی فتوا داده کسی کاری به کارشان نداشته باشد اما مسلمانان را ... انگار همین یهودی ها یادشان رفته وقتی که مسلمانان را ناجی خود میخواندند از ظلم های پی در پی مسیحیت،  برخی مسلمانان خواستار اخراجشان از خاک اسلامی شده اند  اما با پاسخ شمشیر برخی دیگر مواجه اند ،قرارداد تبادل فرهنگی که بعدها تبدیل به تهاجم فرهنگی همسایگان ضد اسلام به اندلس شد  ایمان جوانان را به درستی نشانه رفته ، حالا ما با مردان و زنان و حاکمانی در جامعه سر و کار داریم که در آموزشگاهای مسیحی تحصیل کرده اند و سعی دارند جامعه ی اسلامی را با همان متد فراگرفته در آن آموزه ها اداره کنند، تفرجگاه های فرهنگی آماده شده برای جوانان مسلمان با قمار و مشروب و دختران هرزه آراسته شده  به این امید که دائم الخمران را چه به جهاد فی سبیل الله ،  عیش ، خوشگذرانی و زندگی مرفه حاکمان مسیحی ،ساده زیستی حاکمان گذشته ی اندلس را در چشم نوظهوران به تمسخر گرفته مالیات رعایا خرج مشروب حاکمان و صله ی چاپلوسان دربار میشود برخی که  قص مهاجرت به کشور های هنوز هرچند به ظاهر اما مسلمان را دارند  تفرقه ، آتش در بلاد مسلمین انداخته و فتنه کمر مسلمانان را شکسته است هرروزنفوذی های مغرض اسلام به تحریک یکی طوایف قدرتمند می پردازند تا به همسایه ی ضعیف تر خود حمله کند و به غارت بپردازد برخی از ضعیفان طاقت این حملات را نداشته  تسلیم حکومت های مسیحی همسایه میشوند تا لااقل در پناه این امپراتوریهای قدرتمند ، یک دست و متحد سایه ی سگین ذلت و خواری را حمل کند، خیانت برخی دیگر تا آنجا پیش می رود تا یا با همسایگان شرقی یا غربی خود هم قسم می شوند در ریختن خون برادران دینی خود و دشمن هم جز این را نمیخواهد تفرقه ی مسلمانان

اندلس این چنین محکوم به سقوط میشود و تراژدی دیگری در تاریخ اسلام  رقم می خورد دشمنان اسلام که روزی در رویا چنین آرزویی را گزاف میدانستند 

بی لحظه ای تامل، بر پیکر بی جان اندلس  یورش می برند و پاره پاره اش میکنند  فرقی ندارد متحد و غیر متحد همه باید نابود  شوند مسلمانها

 

 

...

 

 

( قرن نهم  پایان اندلس )

                                    اندلس سقوط کرد جمعیت اندک باقی مانده مسلمان از قتل و غارت اندلس به زور شمشیر اسلامشان را به مسیحیت فروختند  تفرقه و ظلم چیزی را جز تباهی و نابودی  به ارمغان نمی آورد

[ 90/07/06 ] [ 11:47 ] [ . . . ] [ ]

رفتم خدمت برگشتم دیدم همه میگن قاسمی قاسمی ... به روز نبودم نمی دونستم چی به چیه شنیدم گفتن سلمان شده مشاور فرماندار پیش خودم فکر کردم این که بچه ی خوبی بود از این اخلاقا نداشت .................... خوشم نیومد

ذهنم به شدت  جای دیگه ای گیر بود فرصت خالی برای پیگیری این مسائل رو پیدا نمی کردم

فقط هر از گاهی میشنیدم ،... ... ... ... قاسمی ... ... زمین خواری ... ... مفاسد اقتصادی ... ...  ... ... اصلاح طلب ها  ... راستیها ...............                              

 یه روز از طرف یکی از بچه ها  برام پیام اومد " باید بریم در استانداری تجمع اعتراض آمیز برای جشن نوروز تخت جمشید حتمی بیا  مهمه " رفتم چند دقیقه ای وایسادم دیدم به گروه خونی من نمیخوره جنسش فرق میکنه دلتنگ شدم برای تجمع فرودگاه تحصن غزه یواش زیرشو کشیدم جیم شدم پیاده راه افتادم سمت خونه روزای بعد هر بار می پرسیدند میای یا نه ؟ میگفتم  نمیدونم آقا گفته به این مسائل دامن نزنید بعد اونا هم هزارتا آسمون به ریسمون میبافتند که این فرق میکنه  ولی حرف مشخص بود، اتفاقات پشت سر هم میگذشت هنوز به روز نبودم  نامحرم بودم  نمیدونستم در بین این همه شنیدن ها و ...ها باز سفره ای پهن است  هنوز دلم هوای یاران بدر رسول الله را داشت  اما خودم ... نه، هنوز به روز نبودم  مدتی گذشت تا ذهنم آزاد شود و فرصت رصد اتفاقات گذشته را پیدا کنم خواستم از ماجرا سر در بیاورم و شروع کردم به خواندن شرح ما وقع دیدم عجب معرکه ای بر پا بوده داغی تازه بر دلم نشست و آهی که بر لبم خشکید و چه اشک ها مهمان صورتم شد حتی برای مطلب به ظاهر طنز نارنجک اما حیف دیر بود و چه حماسه ای آفریدند عدالت خواهان ، فرزندان روح الله باز غوغایی به پا کرده بودند و افسوس که پای لنگ مرا چه به همراهی مردان آسمان ،خدا همراهی شیر مردان علوی را تضمین کرده

 

 

اما این چند خط :

 

 

 

1. عدالت خواهی جرم بوده و جرم میماند :

 یادمه  چهار، پنج  سال پیش تو بدو بدو زمین خواران برای سبقت گرفتن از همیدگه تو چاپیدن جیب ملت چهار ، پنج تا بسیجی پاپتی بلند شدند گفتند غلط میکنید خلاف حرف امام عمل کنید و ایستادند ، با تمام وجود هم ایستادند همه داراییشونو گذاشتند وسط گفتن این انقلاب صاحب داره مصادره کردنش به این آسونیا نیست، اگر به خون دادن و جون دادن  این انقلاب و اون آرمانا حفظ میشن نسل فرزندان روح الله تموم نشده و وایسادن ، مردونه هم وایسادن ، به پای تمام خون دلی که مردم غارت زده ی فراموش شده از دست بالا نشینان صاحب قدرت و نفوز میکشیدند وایسادند و چه دردها تحمل کردند، چه سختی ها سر راهشان بود و چه توهین ها شنیدند خودی و ناخودی و از همه بدتر زخم همین زبان های ناشایسته بود زبان خیر اندیشها : با آینده ی خودت بازی نکن چیکار داری به این کارا سرت تو لاک خودت باشه...  ، زبان مصلحت اندیش ها : هیسسسس هیسسسسس بلوا میشه غوغا میشه فلان میشه چنان میشه ...  زبان مقدس نماهای نفهم : تو میدونی این کیه ؟ این فلان فلان کس فلانیه از یه جایی منسوب آقاست میدونید میخوایید چی کار کنید .... زبان مغرضان لابالی : شما به بیرون از کشور منتسبید شاید جاسوس باشید معلوم نیست مغرض نظامید ... زبان آقایان و آقایان : چیزی نیست شما مطلع نیستی حالا  مگه چی شده نه ، اینا همش کار خیره تو راه درس مصرف میشه شما بد متوجه شدید ...... وهزار زبان و کوفت زهرمار دیگر که سعی داشت فریاد عدالت خواهان را خاموش کند ولی عدالت خواهان دل داشتند به حرف مولایشان خامنه ای (ع) که میگفت باید گفتمان عدالت زنده شود و پشتشان گرم بود به دعای خیر مستضعفین و مظلومین و میدانستند دعاشان قرب دارد ، برادران عدالت خواهم قصه ی عدالت همین است همین بوده همین طورهم ادامه دارد قصه ی تنهایی تو و هیاهوی دشمنان تو، قصه ی تلخ بهشتی ، قصه ی جام زهر امام و قصه ی بی همزبانی اشک رهبر،و همینطور ادامه دارد، تکرار و تکرار از هابیل شروع شد اولین مظلوم در علی ( ع) اوج گرفت و امت علی ادامه اش دادند و این قرار نا نوشته ی آسمانی  باید اینقدر ادامه پیدا کند تا بلاخره یک دفعه فقط یک دفعه آخرش درست در بیاید شاید این تقدیر دست شماست ، همان یک دفعه ، محکم بایستید.

 

 

 2. عدالت خواهان پیروز شدند :

 موضوع رو که بررسی میکنم به نتیجه ای جز این نمیرسم نتیجه ای که شاید از دید ظاهر بینان و مغرضان به جریان بخواهد برعکس نشان داده شود اما، همه سرشان را از زیر برف بیرون بیاورند عدالت خواهان پیروز شدند همون چهار ، پنج تا پاپتی که یهو وسط بازی زمین خواری آقایان سر درآوردند و پازل بازی  رو بهم ریختند پیروز شدند مگر نه اینکه حقانیتشان ثابت شد مگر نه اینکه تائید دل مستضعفین شدند،مگر نه اینکه حباب تقدس بیخودی آقازاده ها را ترکاندند مگر نه اینکه بر فرمان رهبرشان استوار ایستادند و گفتمان عدالت را سرپا نگه داشتند جریان عدالت خواهی پیروز است و قویتر و باتجربه تر از قبل ادامه حیات میدهد

روزی جریان نو پای عدالت خواهی ازنفوذ و قدرت شما متظاهرین مفسد در امان نبود و روزی دیگر در دادگاه در مقابلتان ایستاد و روز دیگر در مسند قدرت به خاک سیاه حواله اتان کرد پس لطفا آقایان بی خودی دلتان را خوش نکنید که قدرت را ازشان گرفتیم دیگر کاری نمیتوانند بکنند در انتظار روز بعدی باشید که در راه است ،آوینی به ما یا داد قدرت یک جوان انقلابی در قلبش نهفته است نه در پست یا مقامش و قلبهای ما آکنده از عشق به ولایت میتپد و نمیگذاریم فرمانش بر زمین بماند:

((  گفتمان عدالت را شما باید نگه دارید و حفظ کنید ))

 

3. نمیگذاریم قاسمی از یاد برود :

قاسمی آمد، قاسمی رفت شاید اگر کمی کج سلیقه بودم این تیتر را انتخاب میکردم اما هنوز کارم به جایی نرسیده که قاسمی را کنار بگذارم قاسمی ماند،اعمال و رفتارش از ماندن خبر میدهند اگر قبلی ها از باکری برایم گفتند من برای نسل بعد حرف از قاسمی خواهم  زد و خواهم گفت قاسمی آمد و به ما نشان داد که میشود و مردانه ایستاد مافوقش چشم دیدنش را نداشت چرا که به جریان انحرافی کج دهنی میکرد چپی ها را مردود میدانست و به خط ریش راستی ها باج بده نبود فقط هوای پایین را داشت و این از نگاه اهل سیاست یعنی بی احترامی به پیش کسوتان  چه وبلاگ ها ، نشریه ها،سخنرانی ها ، شایعه تراشی ها ، دست به دست هم دادند تا قاسمی قد خم کند

اما قاسمی ایستاده هم در دل مردم جا میشد و جا شده است

آقای قاسمی نمیدانی چقدر دست ودلم میلرزید وقتی تعابیر بالا را به کار میبردم  پیش خودم میگفتم نکند یک وقتی بیاید که قاسمی  هم...............

اما چه باک که ملاک افراد حال آنهاست و تو هنوز زیبا می اندیشی

 

 

 

4. برادران مبارز حلالم کنید، به روز نبودم :

میدانم که چه درد ها تاریخ از به روز نبودن من و امثال من در سینه دارد علی (ع) را میشناسم  و خجل در مقابلتان برای روزی که شما مبارزه کردید، آماج توهینها شدید ، تهمت ها شنیدید و جگرتان سوخت  و در آن موقع من حاشیه امن را به دل مشغولیهای روزمره ی خود سرپرده بودم و سراغتان را نگرفتم  تا تنها ماندید اما باز هم بر آرمان مولاتان پا فشاری کردید برادران مجاهدم ببخشید که سعادت به دوش کشیدن این کوله بار مقدس و همراهی با شما را ارزان نمیفروشند تا هر دل باخته به دنیایی لیاقتش را داشته باشد و دایه دار سربازی خود برای امام خامنه ای باشد  حلالم کنید که نتوانستم به کمترین کار،سپری باشم در دست فرماندهیتان یا قلمی تند در آفرینش حماسه اتان، تا شاید گرد خستگی از صورت مجاهدتتان بکاهم همسنگران بدر رسول  دیروز با شما بودم و امروز حصرتش را میخورم  حلالم کنید

 

یا لیتنی کنا معکم و افوزو فوزا عظیما

[ 90/06/26 ] [ 19:43 ] [ . . . ] [ ]
درباره وبلاگ

در افسانه ی هزار و یک فتنه شهر ما وقتهایی راه مه آلود میشود و دارایی ات مورد دستبرد دزدانی که چپ و راست به انتظار کمین کرده اند قرار میگیرد حواست جمع باشد اگر از شهر ما هوس گذر داری به چپ و راست دل نبند راهت را سفت بچسب اگر تردید داشتی آسمان را رصد کن به دنبال مهتاب بگرد نشانی خورشید آنجاست با تشکر پیمان خسروی
امکانات وب